1. سنگ مبدأ: از سال 1999 تا 2003، دوره ای از تعقیب نور بود، نقطه شروعی برای یک جوان تا سفری ناشناخته را با رویاها به عنوان راهنمای خود آغاز کند. با ورود به صنعت LCD، احساس میکردم که روی تاج موجی-در مقابلم، موج خروشان تغییرات تکنولوژیکی ایستادهام، و در دستانم، ایدهآلی کمی سادهلوح و در عین حال سوزان. این صنعت هنوز در مراحل ابتدایی خود بود، اما دنیایی که پشت پردهها بود، در حال ایجاد یک انقلاب بصری بود.
خوشبختانه در این منظره پر از هرج و مرج و فرصت، با مربیانم آشنا شدم. آنها من را بر اساس سنم قضاوت نکردند، اما در چهره جوانی و تند من، به پتانسیل و استعداد یک اسب تیره نگاه کردند. این آشنایی فقط یک هدیه فرصت نبود، بلکه یک امانت معنوی بود: آنها به شجاعت من برای شکستن اعتقاد داشتند، معتقد بودند که من می توانم نوری از نور را در این مسیر که هنوز کاملاً روشن نشده بود ایجاد کنم.
بنابراین، در آن سالها، من از عمل بهعنوان قایق و یکپارچگی به عنوان پاروهایم استفاده میکردم، و بین کارخانههای تولید LCD و بازار کاربر نهایی رفت و آمد میکردم. هر سفارش مشتری که به او سپرده می شود، صرفاً یک جریان کالا نیست، بلکه انباشته اعتماد است. شناخت هر مشتری فقط گسترش کسب و کار نیست، بلکه پایه ای محکم برای بقا است. من عمیقاً درک می کنم که تجارت فقط یک چرخه ساده خرید و فروش نیست. همچنین ایجاد روابط بین مردم، آزمونی برای آینده نگری و انعطاف پذیری است.
آن چهار سال مانند سنگهای بیصدا و سنگفرششدهای بود که پایههای آینده ما را تشکیل میداد. هیچ افسانه خیرهکنندهای وجود نداشت، فقط ارتباط بین کارخانهها و مشتریان، چراغهایی که تا آخر شب میسوختند و روندهای صنعت را تحلیل میکردیم، و عزم تزلزلناپذیر برای افزایش دوباره پس از هر شکست. همین اقدامات به ظاهر بیاهمیت استقامت بود که پایه محکم و عمیقی را برای آنچه پس از آن ایجاد شد-نه تنها انباشت اولیه سرمایه، بلکه همچنین گسترش افقها، ایجاد شبکهها و تعدیل شخصیت را ایجاد کرد.
جزر و مد بالا و پایین می رود، اما زمان هرگز متوقف نمی شود. آنچه آن سالها به من دادند بسیار فراتر از مهارتهای بقا بود. این به من قدرت داد که به طور مستقل جزر و مد تجارت را مشاهده کنم و پیوسته به جلو حرکت کنم. این به من آموخت که همه روایتهای بزرگ از تقدیم به کوچکترین جزئیات سرچشمه میگیرند. همه سفرها به مقاصد دور با انتخاب های به ظاهر ناخواسته شروع می شوند.

2. سفر کارآفرینی: از سال 2004 تا 2009، من دچار یک تغییر استراتژیک شدم و از تجارت به صنعت و از توزیع به انجماد حرکت کردم. همانطور که چشم انداز تجارت واضح تر شد و کانال های منابع باز شد، متوجه شدم که بدون یک پایه محکم و یک پایه صنعتی قوی، تمام رونق فقط یک گیاه شناور بدون ریشه است که در نهایت قادر به مقاومت در برابر امواج آشفته بازار نیست. بنابراین، من قاطعانه به پست-پردازش نمایشگرهای LCD روی آوردم، و از تجربه موجود خود استفاده کردم{6}}فرآیندی از تجربه- که نیازمند بررسی عمیق در مدیریت تولید و کنترل کیفیت است.
این سفر دیگر صرفاً در مورد جریان کالا و تعامل با مشتری نبود. این شامل غوطه ور شدن خودم در نورهای کم نور و در عین حال مداوم خط تولید، گذراندن روزها در محاصره مواد، کارگران، مدیریت و داده ها بود. ما از کارایی به عنوان زبان و کیفیت به عنوان باور خود استفاده کردیم و استانداردهای کیفیت را تا کوچکترین جزئیات به دقت اصلاح کردیم. بسته بندی هر صفحه نمایش ال سی دی فقط یک فرآیند نبود، بلکه احترام به مفهوم "پردازش و ساخت"-به صبر و مهمتر از آن، اعتقاد تزلزل ناپذیر نیاز داشت.
این چند سال گذشته دوره سکوت و زمین گیر بوده است. از اجاره خانه های کشاورزی تا اجاره ساختمان های کارخانه مناسب، از کار دستی تا نصب تجهیزات، تیم ما از 3 به 50 نفر افزایش یافت. مانند صنعتگران، ما با دقت اینچ به اینچ زنجیره پردازش را اصلاح کردیم. هیچ غوغایی از صنعت پر رونق شنیده نمی شد، فقط وزن عرق در کارخانه غرق ریختن بود. بدون وسوسه سود سریع، فقط هیجان و اضطراب همراه با انتظار قبل از حمل و نقل است. اما دقیقا همین روزها و شبها بود که به من فهماند که «بنیاد» واقعاً به چه معناست: این فقط اعداد روی کاغذ نیستند، بلکه درک ضمنی ایجاد شده در طول سالها در خط مونتاژ، صفحه نمایش بیعیب و نقص در دستان مشتری، اعتماد به نفس برای حرکت به جلو حتی در میان نوسانات صنعت.
میل من برای ایجاد پایه ای در صنعت فقط یک شعار نیست، بلکه یک تمرین سخت-در دست است. این به من آموخت که چگونه کاری را عمیقاً، کامل و به طور کامل در یک دوره بی ثبات انجام دهم. این به من قدرت استواری داد تا در هنگام بروز خطرات ثابت بمانم.
با نگاهی به گذشته به آن پنج سال، اجرا نکردم، بلکه عمیقاً-فناوری، فرآیندها و مدیریت را پرورش دادم. دقیقاً به همین دلیل است که من واقعاً معنای "پیشرفت پایدار" را برای "پیشرفت به دور" درک می کنم.

3. ریشه در صنعت واقعی: از سال 2010 تا 2014، پنج سال را وقف پایه گذاری ایده آل های صنعتی خود در زادگاهم کردم. با تثبیت پایه و اساس پردازش پست صفحه نمایش-و «تولید» دیگر صرفاً یک مهارت فنی در کارگاه نیست، بلکه یک عقیده است، ترجیح دادم به سرزمینی برگردم که مرا پرورش داد- تا عرقم را در جایی که رویاهای اولیه ام رشد کرده بود بریزم و در زمین گرمای خانه صنعتی خود را بسازم.
این یک افزایش ظرفیت ساده نبود، بلکه یک بازگشت برنامه ریزی شده طولانی-بود. از طرح اولیه تا تکمیل، هر وجب فولاد در اولین شهرک صنعتی مظهر میل به بازگشت به زادگاهم است، و هر آجر انتقال احساسی را از «جستوجوی» به «بازگشت به خانه برای کشت عمیق» منتقل میکند. ما دیگر صرفاً به ایفای نقش "پشت--در پردازش راضی نبودیم. در عوض، ما از خطوط تولید خودمان به عنوان نیزه و از تکرار فناوری به عنوان سپر استفاده کردیم، که واقعاً به سمت منطقه رقابتی اصلی زنجیره صنعتی حرکت کردیم-سرمایهگذاری در خط تولید TN اجرای پرشور این استراتژی بود.
آن سالها کار شبانه روزی، مسابقه با زمان بود. از ساخت زیرساخت گرفته تا نصب تجهیزات، از تشکیل تیم فنی تا راه اندازی خط تولید، باید با تکرارهای سریع صنعت و در عین حال غلبه بر ضعف پایه صنعتی زنجیره تامین منطقه ای، همگام باشیم. اما دقیقاً همین تعهد تزلزل ناپذیر به «تکنولوژی{2}}شرکتی بود که ما را وادار کرد تا مرزهای درک و منابع خود را به طور مستمر جابجا کنیم: سیستمهای کنترل خودکار، اتاقهای تمیز و پارامترهای نوری کاملاً کنترلشده را معرفی کردیم، و توانایی تعامل با شرکتهای فناوری شهری را در زمینی دورافتاده و منزوی پرورش دادیم.
غرش ماشینها در شهرک صنعتی برای من فقط صدای تولید نیست، بلکه نبض پر جنب و جوشی است که در شهر من رشد میکند. ما 150 شغل، فناوری و امکان ماندن و توسعه نسل جوان را به ارمغان آوردیم. در سکوت اعلام می کند: صنعت نه تنها می تواند یک تجارت بسازد، بلکه یک شهر را نیز احیا کند.
در طی این چهار سال، به درک واضحتری رسیدهام-ارتقای صنعتی واقعی نه در شعارهای بزرگ، بلکه در قدرتی که هر صفحه نمایش LCD میتواند به مشتریان برای رقابت در بازار بدهد. قدرت واقعی شرکت در مقیاس سطحی نیست، بلکه در عمق ریشه های تکنولوژیک است.
ما کارخانه خود را در شهر خود ساختیم و آینده خود را در خاکی کاشتیم که ما را به دنیا آورد و پرورش داد.

فناوری VA نشاندهنده پیشرفت قابل توجهی در زمینه نمایشگر LCD در آن زمان{0}}کنتراست بالاتر، زاویه دید وسیعتر و عملکرد رنگی پایدارتر بود. همه این موارد تقاضاهای تقریباً سختگیرانه ای را در مورد دقت فرآیند، کنترل محیطی و توسعه مواد ایجاد کردند. در ابتدای تولید با فشارهای متعددی از مسیرهای فناوری، ذخایر استعداد و سرمایه گذاری مواجه بودیم. با این حال، این باور بود که "فناوری های کلیدی باید در دستان خودمان تسلط داشته باشند" بود که ما را در غلبه بر همه چالش ها از برنامه ریزی کارخانه، انتخاب تجهیزات، توسعه فرآیند تا تولید انبوه و حمل و نقل حمایت کرد. تیم فنی ما اغلب تا اواخر شب کار میکردند و به تدریج بر مشکلات رایج صنعت در محصولات VA، مانند سیاه شدن آهسته فونت و یکنواختی، از طریق آزمایشهای مکرر، شکستها و بهینهسازیها غلبه میکردند. بر این اساس، ما پایگاه داده فرآیند و سیستم استاندارد فنی خود را ساخته ایم.
اهمیت این خط تولید بسیار فراتر از افزایش ظرفیت یا ارزش خروجی است. این تحول استراتژیک شرکت را از «تکیه بر فناوری کپی کردن» به «دستیابی به نوآوری ذاتی» نشان میدهد، یک جهش مهم از پردازش فشرده-به سمت ایجاد فناوری. این اعتماد به نفس را به ما می دهد تا محصولات را تعریف کنیم، به بازار پاسخ دهیم و حتی برای آینده در صنعت رقابتی شدید LCD برنامه ریزی کنیم. «تکیه به نفس{4}فناوری» یک فلسفه بقا است که در DNA شرکت ریشه دوانده است. این به ما می گوید که رقابت واقعی از مهارت در هر فرآیند، تعهد به هر محصول، و پیگیری تزلزل ناپذیر فناوری های فردا سرچشمه می گیرد.

5. ارتقاء تولید هوشمند
سالهای 2023 تا 2025 یک دوره حیاتی برای شرکتها برای مواجهه با دور جدیدی از تحول صنعتی و همچنین یک جهش استراتژیک به جلو در تعریف مجدد تولید با "هوشمندی" و تغییر شکل مرزهای محصول با "دقت" است. با برنامه ریزی و تکمیل شهرک صنعتی جدید و ساخت{3}}ساخت کامل ماژول COG و خطوط تولید TFT (صفحه نمایش رنگی)، انتقال خود را از "تولید" به "تولید هوشمند" تسریع می کنیم. این یک گسترش ساده مقیاس نیست، بلکه یک ارتقای سیستماتیک است که از طریق مفاهیم، تجهیزات، فرآیندها، محصولات و استعدادها انجام می شود. از طراحی اولیه، پارک صنعتی جدید بر اساس یک مدل کارخانه دیجیتال، یکپارچهسازی معماری اینترنت اشیا و سیستم برنامهریزی هوشمند برای دستیابی به عملیات کامل-دادههای زنجیرهای{7}}از سفارش تا ارسال بود. از نظر نوسازی خط تولید VA، ما تجهیزات نوری کاملاً خودکار و سیستمهای کنترل کیفیت بینایی هوش مصنوعی را معرفی کردهایم که از اتوماسیون مکانیکی به فرآیندهای کاملاً خودکار هوش مصنوعی تغییر میکند. پیشرفت واقعی در طرحبندی خط تولید صفحه{10}COG با دقت بالا نهفته است. این دیگر به مسیر فرآیند LCD سنتی محدود نمیشود، بلکه مستقیماً نیازهای{12}}نمایشگرهای{13}}با کیفیت{13} فوقالعاده{13}}با دقت بستهبندی 10um{15}}، یک سیستم قابل تنظیم پویا، و طراحی یکپارچه مدولار را برطرف میکند. هر صفحه ماتریس نقطه ای صرفاً حامل تصاویر نیست، بلکه تبلور ادغام عمیق اپتیک، مواد و الگوریتم ها است.
ما عمیقاً درک می کنیم که "تولید هوشمند" صرفاً انباشت ماشین ها نیست، بلکه یک اکوسیستم جدید است که در آن مردم و فناوری در کنار هم زندگی می کنند. بنابراین، در این دور ارتقاء، ما به طور همزمان در حال ساختن یک اکوسیستم مشترک از صنعت، دانشگاه و تحقیقات هستیم و مهندسان را به خط مقدم نوآوری های تکنولوژیکی سوق می دهیم و اطمینان می دهیم که نوآوری نه تنها در تجهیزات رخ می دهد، بلکه در تفکر انسان نیز ریشه می گیرد. ما دیگر روندها را دنبال نخواهیم کرد-بلکه، با خطوط تولید هوشمند که به طور مستقل ساخته شدهاند، استانداردهای فنی خود-و تیمهای تولید هوشمند{4}}خود پرورش یافته، در زنجیره صنعت به سمت بالا حرکت خواهیم کرد و واقعاً به "ارتفاع جدیدی در تعریف آینده" دست خواهیم یافت.
